خرید بک لینک
آقا_جانآخرش یک روز خواب خوبِ منּ همـ تعبیر میشوداینּ که منּ باشم و سرگردانے در بین الحرمینּاین که منּ باشمـ و یک پرچمـ سرخ کربلایت_آرزوست حـسـیـن جـان ابـرویـم را بـخر میخوام اربعین از نجف پیاده بیام کربلا اربعین نبری کرب و بلایم آبرویم در خطر است آبروی دو عالم موضوعات مرتبط: اشعار و جملات دلنشین (2)

برچسب: کربلا, نویسنده: یلدا کوشکی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 3:53

زیر پوست شهر از تمام حرکاتش استرس و ترس می بارید، نوک کفش پاشنه بلندش را دائم روی کف موزایک ضرب می زد و صدای تق تقش را بلند می کرد. زنی که کنارش نشسته بود در حالی که با ناخن های لاک زده اش بازی می کرد، با بی حوصله گی گفت: « وای سرم رفت حدیث! چته تو؟ اینقدر صدا نده!...» اینبار حدیث به لبان پوسته پوسته شده اش گیر داد! اینقدر لبانش را جویید که قرمزی اش نمایان تر شد، در همان حال چینی بر پیشانی اش داد

برچسب: داستان,کوتاه,پوست, نویسنده: یلدا کوشکی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:13

مرغ دلم راهی قم میشود
در حرم امن تو گم میشود

عمه سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک

تولد حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر مبارک باد


موضوعات مرتبط: اشعار و جملات دلنشین

برچسب: پیام,تبریک, نویسنده: یلدا کوشکی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:13

آش_نخورده_و_دهان_سوخته در زمانهاي گذشته، مردي در بازارچه شهر حجره پارچه فروشی داشت و شاگرد او پسر خوب وليكن كمي خجالتي بود.روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرد.قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود.پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاينه كرد و برايش دارو نوشت.پس

برچسب: المثل, نویسنده: یلدا کوشکی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:13

صفحه بندی